من می گم "انف" تو نگو "انف" تو بگو: "انف".
شده داستان ما و شاگردهای ما..هرچی خودشون می گن رو می شنوند .همون رو هم می نویسند .همون رو هم می گند.
می گم: اخبار
می گه: همونی که می گین "الله اکبر"؟ می گم: نخیر! اون "اخبار" هست این " اکبر" و این دو تا به هم هیچ ربطی ندارند! باز می گه : "اکبار"!!
بهش می گم: "قُم " می گه : "گُم" . گیر بهش نمی دم می دونم که زور بی جا می زنم هی بخوام بهش بگم "قُم" بابا جان "قُم" "ق" "ق" "ق" . روی تخته بزرگ می نویسم : "قم" می رم بالای سرش می بینم نوشته : "گُم" با انگشتم می زنم روی میز. چشمام رو ریز می کنم که بفهمه اشتباه کرده با سرم به تخته اشاره می کنم.
با مدادش میزنه توی سرش می گه: " گُم" بابا جان "گُم" ! بعد "گ" رو پاک می کنه و می نویسه "قم" !
خوبه که اقلاً "بابا جان" رو یاد گرفته
